حوادث
بازدید این موضوع : 10914
بازدید کل مطالب این موضوع : 85827
کل مطالب این موضوع : 324
بازدید کل مطالب این موضوع : 85827
کل مطالب این موضوع : 324
زنده ماندن مردي پس از پريدن از طبقه 39
مردي كه از ارتفاع 122 متري ساختماني در نيويورك به پايين پريده بود پس از فرود بر روي يك خودرو به طرز معجزه آسايي زنده ماند.
گفته مي شود توماس مگيل 22 ساله هم اكنون در وضعيت ثابتي به سر ميبرد و تنها از ناحيه هر دو پا دچار شكستگي شده و از اين ناحيه دچار ضرب ديدگي شده است.
شاهدان عيني ميگويند هنگاميكه وي را براي رساندن به بيمارستان روي صندلي عقب خودرويي دراز ميكردند وي به هوش بوده و از درد پاي خود فرياد ميزده است.
آقاي مگيل كه بازيگر و خواننده است از طبقه سي و نهم ساختماني در منطقه وست سايد نيويورك به پايين پريده بود.
به نوشته ديلي تلگراف سرعت وي در هنگام سقوط از ارتفاع 122متري و قبل از برخورد با خودروي داج قرمز رنگي كه كنار ساختمان پارك شده بود به 205 كيلومتر در ساعت رسيده است.
ساكنان ساختمان به پليس گفتهاند كه شاهد عبور جسمي با سرعت زياد از جلوي پنجرهشان بودهاند.
اندرو پتروكلي از شاهدان عيني اين حادثه ميگويد وي با سرعت زياد و با پا به روي خودرو فرود آمد درست مانند بدلكاران سينمايي.
گفته مي شود توماس مگيل 22 ساله هم اكنون در وضعيت ثابتي به سر ميبرد و تنها از ناحيه هر دو پا دچار شكستگي شده و از اين ناحيه دچار ضرب ديدگي شده است.
شاهدان عيني ميگويند هنگاميكه وي را براي رساندن به بيمارستان روي صندلي عقب خودرويي دراز ميكردند وي به هوش بوده و از درد پاي خود فرياد ميزده است.
آقاي مگيل كه بازيگر و خواننده است از طبقه سي و نهم ساختماني در منطقه وست سايد نيويورك به پايين پريده بود.
به نوشته ديلي تلگراف سرعت وي در هنگام سقوط از ارتفاع 122متري و قبل از برخورد با خودروي داج قرمز رنگي كه كنار ساختمان پارك شده بود به 205 كيلومتر در ساعت رسيده است.
ساكنان ساختمان به پليس گفتهاند كه شاهد عبور جسمي با سرعت زياد از جلوي پنجرهشان بودهاند.
اندرو پتروكلي از شاهدان عيني اين حادثه ميگويد وي با سرعت زياد و با پا به روي خودرو فرود آمد درست مانند بدلكاران سينمايي.
وقوع زلزله در استان خراسان رضوی
زمین لرزه ای به بزرگی4 و 1 دهم درجه در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) حوالی نقاب در استان خراسان رضوی را لرزاند.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، شبکه لرزه نگاری وابسته به مرکز لرزه نگاری کشوری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، زمان دقیق وقوع این زلزله را ساعت23 و 58 دقیقه و 3 ثانیه چهارشنبه شب اعلام کرد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، شبکه لرزه نگاری وابسته به مرکز لرزه نگاری کشوری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، زمان دقیق وقوع این زلزله را ساعت23 و 58 دقیقه و 3 ثانیه چهارشنبه شب اعلام کرد.
مردی که شبانه از مسایل خصوصی مردم فیلم می گرفت
مردي که نيمهشب مخفيانه وارد منازل مردم ميشد و از زندگي خصوصي آن ها فيلم و عکس ميگرفت، در آخرين اقدام خود با هوشياري همسايهها ناکام ماند و دستگير شد.
نيمهشب جمعه گذشته يکي از ساکنان مجتمعي در غرب تهران پس از ورود به پارکينگ خانهاش، متوجه شد مردي از تراس خانه يکي از همسايهها داخل پارکينگ پريد.مرد همسايه به گمان اينکه آن مرد دزد است، با داد و فرياد از همسايهها کمک خواست. در پي اين ماجرا مرد غريبه با چاقو مرد همسايه را تهديد به مرگ کرد و هراسان از محل متواري شد.
در همين موقع، همسايهها که به پارکينگ مجتمع آمده بودند، به جستجوي مرد چاقو به دست پرداختند تا اينکه وي را هنگام سوار شدن به يک خودروي عبوري شناسايي و دستگير و او را به کلانتري 141 گلستان تهران منتقل کردند.
به گزارش خراسان مرد بازداشتشده در بازجوييهاي پليسي ادعا کرد همسايهها او را به اشتباه دستگير کردهاند.به دنبال اظهارات متناقض متهم، ماموران به بررسي گوشي تلفن همراه او پرداختند که مشخص شد 13 عکس از زندگي خصوصي يک زوج که ساکن مجتمع هستند، همراه صدها عکس غيراخلاقي ديگر در تلفن همراه وي وجود دارد.
نيمهشب جمعه گذشته يکي از ساکنان مجتمعي در غرب تهران پس از ورود به پارکينگ خانهاش، متوجه شد مردي از تراس خانه يکي از همسايهها داخل پارکينگ پريد.مرد همسايه به گمان اينکه آن مرد دزد است، با داد و فرياد از همسايهها کمک خواست. در پي اين ماجرا مرد غريبه با چاقو مرد همسايه را تهديد به مرگ کرد و هراسان از محل متواري شد.
در همين موقع، همسايهها که به پارکينگ مجتمع آمده بودند، به جستجوي مرد چاقو به دست پرداختند تا اينکه وي را هنگام سوار شدن به يک خودروي عبوري شناسايي و دستگير و او را به کلانتري 141 گلستان تهران منتقل کردند.
به گزارش خراسان مرد بازداشتشده در بازجوييهاي پليسي ادعا کرد همسايهها او را به اشتباه دستگير کردهاند.به دنبال اظهارات متناقض متهم، ماموران به بررسي گوشي تلفن همراه او پرداختند که مشخص شد 13 عکس از زندگي خصوصي يک زوج که ساکن مجتمع هستند، همراه صدها عکس غيراخلاقي ديگر در تلفن همراه وي وجود دارد.
جوان شیاد زنش را به رفیق خود اجاره داد
از ازدواج اولم خيري نديدم و شوهرم تمام جهيزيه ام را که پدر بيچاره ام با هزار بدبختي فراهم کرده بود، خرج بساط دود و دم خود و دوستان لاابالي اش کرد.
به گزارش خراسان وقتي هم کفگيرمان به ته ديگ خورد متوجه شدم همسرم قصد دارد خانه ما را علاوه بر پاتوق افراد معتاد به لانه فساد و فحشا تبديل کند و مرا نقطه هدف هاي شيطاني خود قرار دهد. براي او ديگر غيرت و ناموس معنا و مفهومي نداشت، به همين دليل به دادگاه رفتم و تقاضاي طلاق دادم. من به حکم قانون از او جدا شدم و به خانه پدربزرگم رفتم چون والدينم مي گفتند حداقل مدتي دندان روي جگر مي گذاشتي تا پدرشوهرت که پايش لب گور است بميرد و آن وقت ارثيه آن چناني او را بالا مي کشيدي بعد طلاق مي گرفتي.
زن جوان افزود: ۱۹ ساله بودم که مهر طلاق، صفحه شناسنامه ام را سياه کرد و به خاطر اين که منت پدربزرگ و مادربزرگ روي سرم نباشد به سر کار رفتم. اما انگار مهر بدبختي را روي پيشاني ام نيز زده اند زيرا که بار ديگر احساساتم به بازي گرفته شد و به راحتي فريب پسر مدير فروشگاهي که در آن کار مي کردم را خوردم. «مهران» ۲۵ ساله بود و از لحظه اي که همديگر را ديديم او ابراز عشق و علاقه کرد و به قول معروف، خواستگار از آب درآمد!
سمانه در دايره اجتماعي کلانتري آبکوه مشهد افزود: من به او گفتم که يک بار ازدواج کرده ام و از شوهرم به خاطر اعتيادش به موادمخدر طلاق گرفته ام، اما پسر جوان که خود را عاشق و دلباخته ام معرفي مي کرد گفت: براي من هيچي مهم نيست و ما بايد هرچه زودتر به طور موقت با هم محرم شويم تا به مرور زمان مخ پدر و مادرم را بزنم و رضايت آن ها را براي ازدواج دائم جلب کنم.
به گزارش خراسان وقتي هم کفگيرمان به ته ديگ خورد متوجه شدم همسرم قصد دارد خانه ما را علاوه بر پاتوق افراد معتاد به لانه فساد و فحشا تبديل کند و مرا نقطه هدف هاي شيطاني خود قرار دهد. براي او ديگر غيرت و ناموس معنا و مفهومي نداشت، به همين دليل به دادگاه رفتم و تقاضاي طلاق دادم. من به حکم قانون از او جدا شدم و به خانه پدربزرگم رفتم چون والدينم مي گفتند حداقل مدتي دندان روي جگر مي گذاشتي تا پدرشوهرت که پايش لب گور است بميرد و آن وقت ارثيه آن چناني او را بالا مي کشيدي بعد طلاق مي گرفتي.
زن جوان افزود: ۱۹ ساله بودم که مهر طلاق، صفحه شناسنامه ام را سياه کرد و به خاطر اين که منت پدربزرگ و مادربزرگ روي سرم نباشد به سر کار رفتم. اما انگار مهر بدبختي را روي پيشاني ام نيز زده اند زيرا که بار ديگر احساساتم به بازي گرفته شد و به راحتي فريب پسر مدير فروشگاهي که در آن کار مي کردم را خوردم. «مهران» ۲۵ ساله بود و از لحظه اي که همديگر را ديديم او ابراز عشق و علاقه کرد و به قول معروف، خواستگار از آب درآمد!
سمانه در دايره اجتماعي کلانتري آبکوه مشهد افزود: من به او گفتم که يک بار ازدواج کرده ام و از شوهرم به خاطر اعتيادش به موادمخدر طلاق گرفته ام، اما پسر جوان که خود را عاشق و دلباخته ام معرفي مي کرد گفت: براي من هيچي مهم نيست و ما بايد هرچه زودتر به طور موقت با هم محرم شويم تا به مرور زمان مخ پدر و مادرم را بزنم و رضايت آن ها را براي ازدواج دائم جلب کنم.
جسد چهار كودک در يخچال
اين چهار كودك پس از خوردن صبحانه براي بازي از خانه، خارج و وارد يخچالي در خانه اي متروكه شده بودند كه با بسته شدن در اين يخچال، دچار خفگي شدند.
ایلنا: جسد چهار خواهر و برادر شش تا 11 ساله در يخچال خانه اي متروكه در مركز تركيه كشف شد.
روزنامه فرانسوي 'لو فيگارو' نوشت، به گفته مقامات تركيه، از جمله شهر دار شهر 'توسانچالي' در مركز تركيه، اين چهار كودك پس از خوردن صبحانه براي بازي از خانه، خارج و وارد يخچالي در خانه اي متروكه شده بودند كه با بسته شدن در اين يخچال، دچار خفگي شدند.
پزشكي قانوني تركيه خواستار كالبد شكافي اين كودكان براي پي بردن به علت واقعي مرگ آنها شد.
ایلنا: جسد چهار خواهر و برادر شش تا 11 ساله در يخچال خانه اي متروكه در مركز تركيه كشف شد.
روزنامه فرانسوي 'لو فيگارو' نوشت، به گفته مقامات تركيه، از جمله شهر دار شهر 'توسانچالي' در مركز تركيه، اين چهار كودك پس از خوردن صبحانه براي بازي از خانه، خارج و وارد يخچالي در خانه اي متروكه شده بودند كه با بسته شدن در اين يخچال، دچار خفگي شدند.
پزشكي قانوني تركيه خواستار كالبد شكافي اين كودكان براي پي بردن به علت واقعي مرگ آنها شد.
زوج سعودی زن خدمتکار را میخکاری کردند !
خانواده یک خدمتکار سریلانکایی پس از بازگشت این زن از عربستان متوجه شدند وی در پی شکایت از سختی کار با شکنجه جنون آمیز زوج عربستانی روبرو شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری رویترز، این زوج سعودی پس از روبرو شدن با شکایت خدمتکار سریلانکایی از سختی کار 24 میخ 2.5 تا 5 سانتی متری در دستها، پاها و پیشانی وی فرو کرده اند.
جالب اینکه "آریاواتی" 49 ساله که سه پسر دارد، پس از 5 ماه کار در عربستان و بازگشت به سریلانکا توسط خانواده اش به علت دردهایی که در بدن داشته به بیمارستان منتقل می شود و در آنجا پزشکان با انجام سی تی اسکن میخهایی 2.5 تا 5 سانتی متری در بدن وی مشاهده می کنند.
این خدمتکار سریلانکایی که هم اکنون برای عمل جراحی خارج کردن این 24 میخ در بیمارستان به سر می برد، اعلام کرده است: که زوج عربستانی پس از شکایتهای وی از سختی شرایط کار این میخها در حالی که کاملا داغ بوده در بدنش فرو کرده اند.
مقامات دفتر کاریابی خارج از کشور سریلانکا اعلام کرده اند هم اکنون علاوه بر ارائه این پرونده به دادستانی کل، موضوع از طریق وزارت امور خارجه سریلانکا با دولت عربستان در حال پیگیری است.
خاطر نشان می شود هم اکنون 2 میلیون سریلانکایی در کشورهای مختلف جهان اکثر در کارهای خانگی فعالیت می کنند که یک میلیون و 400 هزار نفر از آنان در خاورمیانه هستند. این کارگران سریلانکایی همواره از آزار بدنی و سختگیری های صاحبان خود شکایت دارند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری رویترز، این زوج سعودی پس از روبرو شدن با شکایت خدمتکار سریلانکایی از سختی کار 24 میخ 2.5 تا 5 سانتی متری در دستها، پاها و پیشانی وی فرو کرده اند.
جالب اینکه "آریاواتی" 49 ساله که سه پسر دارد، پس از 5 ماه کار در عربستان و بازگشت به سریلانکا توسط خانواده اش به علت دردهایی که در بدن داشته به بیمارستان منتقل می شود و در آنجا پزشکان با انجام سی تی اسکن میخهایی 2.5 تا 5 سانتی متری در بدن وی مشاهده می کنند.
این خدمتکار سریلانکایی که هم اکنون برای عمل جراحی خارج کردن این 24 میخ در بیمارستان به سر می برد، اعلام کرده است: که زوج عربستانی پس از شکایتهای وی از سختی شرایط کار این میخها در حالی که کاملا داغ بوده در بدنش فرو کرده اند.
مقامات دفتر کاریابی خارج از کشور سریلانکا اعلام کرده اند هم اکنون علاوه بر ارائه این پرونده به دادستانی کل، موضوع از طریق وزارت امور خارجه سریلانکا با دولت عربستان در حال پیگیری است.
خاطر نشان می شود هم اکنون 2 میلیون سریلانکایی در کشورهای مختلف جهان اکثر در کارهای خانگی فعالیت می کنند که یک میلیون و 400 هزار نفر از آنان در خاورمیانه هستند. این کارگران سریلانکایی همواره از آزار بدنی و سختگیری های صاحبان خود شکایت دارند.
راز كتاب قديمي فاش شد
جام جم آنلاين: 2 مرد كه قصد داشتند كتاب يكي از اديان را به جاي كتاب قديمي بفروشند ، در شهريار شناسايي و دستگير شدند.
به گزارش «جامجم»، هفته گذشته مردي با مركز فوريتهاي پليسي 110 شهريار تماس گرفت و به ماموران اطلاع دادكه 2 مرد قصد دارند يك كتاب قديمي را به فروش برسانند.
با اطلاعاتي كه مرد ناشناس در اختيار پليس قرار داد، ماموران اطلاعات شهريار موضوع را به قاضي طاووسي، دادستان عمومي و انقلاب شهريار گزارش كردند و با هماهنگي قضايي به محلي كه قرار بود اين كتاب فروخته شود، اعزام شدند.ماموران با دستور قضايي بازپرس اصغريزاويه، كشيك دادسرا وارد محل مخفيگاه شدند و 2 مرد را در اين رابطه دستگير كردند.در بازرسي از محل اختفاي آنها يك كتاب قديمي كشف شد و براي بررسي قدمت تاريخي در اختيار كارشناسان ميراث فرهنگي استان تهران قرار گرفت.
متهمان براي ادامه تحقيقات به اداره اطلاعات شهريار اعزام و بازجويي شدند. تا اين كه چند روز پيش يكي از متهمان، راز كتاب قديمي را فاش كرد.
اعتراف متهمان
متهم درباره فروش كتاب قديمي گفت: چند ماه پيش در سفري كه به كشور عراق داشتم، با مردي روستايي آشنا شدم كه ادعا ميكرد اين كتاب را در حفاري مزرعهاش كشف كرده و آن را به قيمت 15 ميليون تومان به من فروخت.پس از تحويل گرفتن كتاب قديمي، به شهريار سفر كردم.
به گزارش «جامجم»، هفته گذشته مردي با مركز فوريتهاي پليسي 110 شهريار تماس گرفت و به ماموران اطلاع دادكه 2 مرد قصد دارند يك كتاب قديمي را به فروش برسانند.
با اطلاعاتي كه مرد ناشناس در اختيار پليس قرار داد، ماموران اطلاعات شهريار موضوع را به قاضي طاووسي، دادستان عمومي و انقلاب شهريار گزارش كردند و با هماهنگي قضايي به محلي كه قرار بود اين كتاب فروخته شود، اعزام شدند.ماموران با دستور قضايي بازپرس اصغريزاويه، كشيك دادسرا وارد محل مخفيگاه شدند و 2 مرد را در اين رابطه دستگير كردند.در بازرسي از محل اختفاي آنها يك كتاب قديمي كشف شد و براي بررسي قدمت تاريخي در اختيار كارشناسان ميراث فرهنگي استان تهران قرار گرفت.
متهمان براي ادامه تحقيقات به اداره اطلاعات شهريار اعزام و بازجويي شدند. تا اين كه چند روز پيش يكي از متهمان، راز كتاب قديمي را فاش كرد.
اعتراف متهمان
متهم درباره فروش كتاب قديمي گفت: چند ماه پيش در سفري كه به كشور عراق داشتم، با مردي روستايي آشنا شدم كه ادعا ميكرد اين كتاب را در حفاري مزرعهاش كشف كرده و آن را به قيمت 15 ميليون تومان به من فروخت.پس از تحويل گرفتن كتاب قديمي، به شهريار سفر كردم.
سرقت کامیون با لباس زنانه!
جام جم آنلاين: شرور سابقهداري كه با پوشيدن لباس زنانه يك دستگاه كاميون سرقت كرده بود ، دستگير شد.
چند روز پيش راننده يك دستگاه كاميون در تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 از ماموران براي دستگيري دزدي كه كاميون او را سرقت كرده بود درخواست كمك كرد.
پس از اين تماس، ماموران كلانتري 21 كرمانشاه با عزيمت به محل سرقت ـ روبهروي پايانه شهيد كاوياني ـ به تحقيق از راننده مالباخته پرداختند.
شاكي در شرح شكايت خود گفت: پس از بارگيري قصد ترك پايانه را داشتم كه متوجه شدم فردي با لباس زنانه در ميان درختها ايستاده و با اشاره مرا به سمت خود فرا ميخواند.
شاكي افزود: با تصور اينكه براي اين خانم مشكلي پيش آمده و درخواست كمك دارد، به وي نزديك شدم كه به يكباره با قمهاي كه زير مانتويش پنهان كرده بود، به سويم حملهور شد و من از ترس و وحشت فرار كردم و او با كاميون حاوي بار بسرعت محل را ترك كرد.
پس از شكايت فرد مالباخته، موضوع به مقام قضايي گزارش و دستور توقف خودرو صادر شد.در پي صدور دستور قضايي، طرح مهار به اجرا درآمد و ساعتي بعد ماموران با مشاهده اين خودرو در شهرك فرهنگيان كرمانشاه، دستور توقف آن را صادر كردند.
چند روز پيش راننده يك دستگاه كاميون در تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 از ماموران براي دستگيري دزدي كه كاميون او را سرقت كرده بود درخواست كمك كرد.
پس از اين تماس، ماموران كلانتري 21 كرمانشاه با عزيمت به محل سرقت ـ روبهروي پايانه شهيد كاوياني ـ به تحقيق از راننده مالباخته پرداختند.
شاكي در شرح شكايت خود گفت: پس از بارگيري قصد ترك پايانه را داشتم كه متوجه شدم فردي با لباس زنانه در ميان درختها ايستاده و با اشاره مرا به سمت خود فرا ميخواند.
شاكي افزود: با تصور اينكه براي اين خانم مشكلي پيش آمده و درخواست كمك دارد، به وي نزديك شدم كه به يكباره با قمهاي كه زير مانتويش پنهان كرده بود، به سويم حملهور شد و من از ترس و وحشت فرار كردم و او با كاميون حاوي بار بسرعت محل را ترك كرد.
پس از شكايت فرد مالباخته، موضوع به مقام قضايي گزارش و دستور توقف خودرو صادر شد.در پي صدور دستور قضايي، طرح مهار به اجرا درآمد و ساعتي بعد ماموران با مشاهده اين خودرو در شهرك فرهنگيان كرمانشاه، دستور توقف آن را صادر كردند.
دختر فریبخورده در دام دو شیطان هوسباز
جلال مرا با وعده هاي دروغين خام کرد و صبح روزي که از برادر بزرگم به خاطر تاخير در آوردن چاي کتک مفصلي خوردم همراه او به مشهد آمدم.نزديک غروب بود که به مشهد رسيديم ولي هنوز چند دقيقه نگذشته بود
که متوجه شدم پسر همسايه مان که مدتي با هم دوست بوديم نيز تعقيب مان مي کند.
خراسان: دختر جوان در حالي که نفس نفس مي زد و رنگ صورتش مثل گچ ديوار سفيد شده بود به افسر نگهبان کلانتري امام رضا(ع) مشهد گفت: من از دست دو دوست پسرم فرار کرده ام و مي خواهم به شهر خودمان برگردم.
در اين لحظه افسر پليس، «جميله» را به کارشناس اجتماعي کلانتري معرفي کرد و دختر جوان پس از گذشت چند دقيقه در بيان داستان زندگي اش گفت: ۱۹ سال سن دارم و اهل يکي از روستاهاي سرسبز شمال کشور هستم.پدرم کارگر سرگذر است و نمي تواند هزينه هاي سنگين زندگي و مخارج هشت سر عائله خود را تامين کند به همين خاطر من از کلاس سوم ابتدايي به ناچار ترک تحصيل کردم و همراه برادران و خواهرانم به سر کار رفتم، اما در سن ۱۳ سالگي فردي که کارگر زمين هاي کشاورزي اش بودم اغفالم کرد و مرا مورد سوءاستفاده قرار داد.او که وضع مالي خوبي دارد با افزايش حقوق و هديه هاي جورواجور فريبم داد تا در اين باره به کسي چيزي نگويم و هم چنان به اين رابطه شوم ادامه بدهم. اما پس از گذشت چند ماه برادرانم متوجه شدند و درگيري شديدي در روستاي ما به وجود آمد.از آن به بعد، خانواده ام مرا در خانه زنداني کردند و با برخوردهاي تند و توهين آميز، شرايط زندگي روز به روز برايم سخت تر مي شد.
که متوجه شدم پسر همسايه مان که مدتي با هم دوست بوديم نيز تعقيب مان مي کند.
خراسان: دختر جوان در حالي که نفس نفس مي زد و رنگ صورتش مثل گچ ديوار سفيد شده بود به افسر نگهبان کلانتري امام رضا(ع) مشهد گفت: من از دست دو دوست پسرم فرار کرده ام و مي خواهم به شهر خودمان برگردم.
در اين لحظه افسر پليس، «جميله» را به کارشناس اجتماعي کلانتري معرفي کرد و دختر جوان پس از گذشت چند دقيقه در بيان داستان زندگي اش گفت: ۱۹ سال سن دارم و اهل يکي از روستاهاي سرسبز شمال کشور هستم.پدرم کارگر سرگذر است و نمي تواند هزينه هاي سنگين زندگي و مخارج هشت سر عائله خود را تامين کند به همين خاطر من از کلاس سوم ابتدايي به ناچار ترک تحصيل کردم و همراه برادران و خواهرانم به سر کار رفتم، اما در سن ۱۳ سالگي فردي که کارگر زمين هاي کشاورزي اش بودم اغفالم کرد و مرا مورد سوءاستفاده قرار داد.او که وضع مالي خوبي دارد با افزايش حقوق و هديه هاي جورواجور فريبم داد تا در اين باره به کسي چيزي نگويم و هم چنان به اين رابطه شوم ادامه بدهم. اما پس از گذشت چند ماه برادرانم متوجه شدند و درگيري شديدي در روستاي ما به وجود آمد.از آن به بعد، خانواده ام مرا در خانه زنداني کردند و با برخوردهاي تند و توهين آميز، شرايط زندگي روز به روز برايم سخت تر مي شد.
ماجراي شيرين قوچ بختياري و قصاب پرحرف
اعتصاب غذاي قوچ سرقت شده و پرحرفي قصاب، سارقان و مالخر را لو داد.
ماجرا از اين قرار است كه در يكي از شب ها سارقان به دامداري رضا قلي در يكي از روستاهاي حاشيه شهر ياسوج دستبرد زده و چند رأس ميش به همراه يك رأس قوچ نژاد بختياري وي را به سرقت بردند. رضا قلي كه به قوچ خود علاقه زيادي داشت و حاضر نبود به راحتي دوري حيوان را فراموش كند عزم خود را جزم كرد تا هر طور شده سارقان را شناسايي كند.
مالباخته به هر كجا كه لازم بود رفت اما اثري از ردپاي قوچ و گوسفندان خود پيدا نكرد تا اين كه سرانجام به قصاب خوشنام محله مراجعه و از او درباره خريد چنين قوچي پرس وجو كرد. اما قصاب منكر خريد چنين حيواني شد و براي رضايت خاطر وي او را به منزل پدرش دعوت كرده و از نامبرده پذيرايي كاملي انجام مي دهد.
قصاب بخت برگشته پرحرفي اش گل مي كند و در حضور مهمان خطاب به پدرش مي گويد «چرا قوچي را كه خريده اي آب و علف نمي خورد» و بدين وسيله ماجراي سرقت قوچ كه در خانه قصاب نگهداري مي شد لو رفته و قصاب كه اقدام به خريد قوچ و گوسفندان سرقتي كرده بود سارقان را معرفي و با دستگيري دزدان، گوسفندان به طويله صاحب اصلي خود باز مي گردند.
ماجرا از اين قرار است كه در يكي از شب ها سارقان به دامداري رضا قلي در يكي از روستاهاي حاشيه شهر ياسوج دستبرد زده و چند رأس ميش به همراه يك رأس قوچ نژاد بختياري وي را به سرقت بردند. رضا قلي كه به قوچ خود علاقه زيادي داشت و حاضر نبود به راحتي دوري حيوان را فراموش كند عزم خود را جزم كرد تا هر طور شده سارقان را شناسايي كند.
مالباخته به هر كجا كه لازم بود رفت اما اثري از ردپاي قوچ و گوسفندان خود پيدا نكرد تا اين كه سرانجام به قصاب خوشنام محله مراجعه و از او درباره خريد چنين قوچي پرس وجو كرد. اما قصاب منكر خريد چنين حيواني شد و براي رضايت خاطر وي او را به منزل پدرش دعوت كرده و از نامبرده پذيرايي كاملي انجام مي دهد.
قصاب بخت برگشته پرحرفي اش گل مي كند و در حضور مهمان خطاب به پدرش مي گويد «چرا قوچي را كه خريده اي آب و علف نمي خورد» و بدين وسيله ماجراي سرقت قوچ كه در خانه قصاب نگهداري مي شد لو رفته و قصاب كه اقدام به خريد قوچ و گوسفندان سرقتي كرده بود سارقان را معرفي و با دستگيري دزدان، گوسفندان به طويله صاحب اصلي خود باز مي گردند.
< قبلی بعدی >

